ترجمه "decamp" به فارسی
گریختن, دررفتن, اردوگاه را ترک کردن بهترین ترجمه های "decamp" به فارسی هستند.
decamp
verb
دستور زبان
(intransitive) To break up camp and move on. [..]
-
گریختن
verb -
دررفتن
verb -
اردوگاه را ترک کردن
-
ترجمه های کمتر
- رهسپار شدن
- فرار کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " decamp " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "decamp" با ترجمه به فارسی
-
رحلت · کوچ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن