ترجمه "decanter" به فارسی

تنگ, ابریق, کوزه ی در دار بهترین ترجمه های "decanter" به فارسی هستند.

decanter noun دستور زبان

a vessel for decanting liquor [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تنگ

    noun

    He reached again for the decanter of brandy and saw that it was empty.

    او دوباره دست به سوی ان تنگ دردار حاوی براندی برد و دید که تنگ خالی است.

  • ابریق

    noun
  • کوزه ی در دار

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " decanter " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "decanter"

عباراتی شبیه به "decanter" با ترجمه به فارسی

  • سرریزکنها
  • سرریزکردن
  • (شراب و سرکه و غیره که درب دارند) از خمره یا خم به تنگ یا بطری ریختن · از بطری در ساغر ریختن · ریختن (آهسته به طوری که ته نشین شراب یا سرکه و غیره تکان نخورد)
  • (شراب و سرکه و غیره که درب دارند) از خمره یا خم به تنگ یا بطری ریختن · از بطری در ساغر ریختن · ریختن (آهسته به طوری که ته نشین شراب یا سرکه و غیره تکان نخورد)
  • (شراب و سرکه و غیره که درب دارند) از خمره یا خم به تنگ یا بطری ریختن · از بطری در ساغر ریختن · ریختن (آهسته به طوری که ته نشین شراب یا سرکه و غیره تکان نخورد)
اضافه کردن

ترجمه های "decanter" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه