ترجمه "decayed" به فارسی

پوسیده ترجمه "decayed" به فارسی است.

decayed adjective verb دستور زبان

Describing something that has, or is in process, of decaying. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پوسیده

    The hobbits crept inside, and sat there upon a floor of old leaves and decayed wood.

    هابیت ها داخل خزیدند و آنجا بر روی کفی از برگهای خشک و چوب پوسیده نشستند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " decayed " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "decayed" با ترجمه به فارسی

  • (فیزیک) فروریختن تابشی (رادیواکتیو) هسته (nucleus) و برون پاش ذرات بتا · واپاشی بتا
  • اختلالات انباشتگي · بيماريهاي انباشتگي · بيماريهاي پسبرداشت · واپاشي انباشتگي · پوسیدگی پسبرداشت
  • پوسيدگي چوب · پوسیدگی چوب
  • اختلالات انباشتگي · بيماريهاي انباشتگي · بيماريهاي پسبرداشت · واپاشي انباشتگي · پوسیدگی پسبرداشت
  • نادند یگديسوپ · پوسیدگی استخوان · پوسیدگی دندان · کرم خوردگی دندان · گودال
  • (به تدریج) فاسد کردن یا شدن · (دندان) کرم خوردن · (دندان) کرم خوردگی · (فیزیک - فروپاشی خود انگیخته ی اتم های radioactive) فروکاست · (کم کم) خراب کردن یا شدن · اضمحلال · تباه شدن یا کردن · تباهی · تباهیدن · تجزیه شدن · تحلیل رفتن، تحلیل بردن · خرابی تدریجی · خرد شدن · رو به زوال گذاشتن · رو به نیستی گذاشتن · زوال · زیستتباهی · فاسد شدن · فاسدشدن · فاو شدن · فرسوده شدن · فرو پاشی · فروکاست شدن · فساد (کم کم) · متلاشی شدن · منحط شدن · نیستی · واپاشی · واپاشیدن · پوسيدگي · پوسیدن · پوسیدگی · کاواک شدن یا کردن · کاواکی · گندیدن · گندیدگی 0
  • فرسایش بافت شهری
  • هدش بارخ نادند
اضافه کردن

ترجمه های "decayed" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه