ترجمه "decease" به فارسی

مرگ, مردن, فوت بهترین ترجمه های "decease" به فارسی هستند.

decease verb noun دستور زبان

(formal) death [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مرگ

    noun

    One morning, about ten days after Mrs. Churchill's decease

    تقریباً ده روز بعد از مرگ خانم چرچیل،

  • مردن

    verb

    I am texting you three names, all recently deceased.

    دارم برات با اسمس سه تا اسم ميفرستم. که هر سه تازگي مردن

  • فوت

    noun

    During the 19th century, it was customary to photograph the deceased before burial.

    در قرن نوزده ام. رايج بوده که از اشخاص فوت شده قبل از تدفين عکس بگيرن

  • ترجمه های کمتر

    • وفات
    • تلف شدن
    • فوت کردن
    • ناگهان ناپدیدشدن
    • هلاک شدن
    • وفات یافتن (از واژه ی die رسمی تر و مودب تر و حقوقی تر است)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " decease " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "decease" با ترجمه به فارسی

  • شخص متوفی · مرحوم
  • رفته · شخص متوفی · فقید · متوفی · مرحوم · مرده · هدش توف صخش
اضافه کردن

ترجمه های "decease" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه