ترجمه "deceased" به فارسی
مرده, مرحوم, رفته بهترین ترجمه های "deceased" به فارسی هستند.
deceased
adjective
noun
دستور زبان
Belonging to the dead. [..]
-
مرده
adjectiveThose vehicles are titled and registered to deceased people.
همه اون ماشینها به اسم آدمهای مرده هستن.
-
مرحوم
adjective nounWe and our deceased ancestors need the stamps in our spiritual passports.
ما و نیاکان مرحوم مان نیاز به مُهر در گذرنامۀ روحانی مان داریم.
-
رفته
adjectiveso if you do have a deceased or injured organ,
اگر شما یک عضو از بین رفته و یا آسیب دیده داشته باشید،
-
ترجمه های کمتر
- شخص متوفی
- فقید
- متوفی
- هدش توف صخش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " deceased " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "deceased" با ترجمه به فارسی
-
تلف شدن · فوت · فوت کردن · مردن · مرگ · ناگهان ناپدیدشدن · هلاک شدن · وفات · وفات یافتن (از واژه ی die رسمی تر و مودب تر و حقوقی تر است)
-
شخص متوفی · مرحوم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن