ترجمه "decent" به فارسی
خوب, مناسب, شایسته بهترین ترجمه های "decent" به فارسی هستند.
decent
adjective
adverb
دستور زبان
(obsolete) Appropriate; suitable for the circumstances. [..]
-
خوب
adjectiveYou're the only decent folks we've come across.
شما تنها آدماي خوبي هستين که بهشون برخورديم.
-
مناسب
both symptoms of overwork and lack of decent food.
هردوی این مشکلات در اثر کار زیاد و کمبود غذای مناسب عارض گردیده بود.
-
شایسته
I beg you to dress your men decently.
لطفا افراد خود را پاکیزه و شایسته لباس بپوشانید...
-
ترجمه های کمتر
- محترمانه
- مودبانه
- نجیبانه
- درخور
- فرامایه
- پاکنهاد
- معقولانه
- بسنده
- بس
- (عامیانه) پوشیده
- آبرومند(انه)
- با بزرگواری
- با حجاب
- با عفت
- با معرفت
- با نزاکت
- به اندازه
- به اندازه کافی
- به قاعده
- نجابت آمیز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " decent " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "decent" با ترجمه به فارسی
-
باظرافت · بطوراراسته · بطورپاکیزه · محجوبانه · چنانکه باید و شاید، بشکل شایسته، بشکلی فراخور حال · چنانکه دربایست است، آنطور که باید و شاید
اضافه کردن مثال
اضافه کردن