ترجمه "decently" به فارسی

باظرافت, بطوراراسته, بطورپاکیزه بهترین ترجمه های "decently" به فارسی هستند.

decently adverb دستور زبان

In a decent manner; . [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • باظرافت

  • بطوراراسته

  • بطورپاکیزه

  • ترجمه های کمتر

    • محجوبانه
    • چنانکه باید و شاید، بشکل شایسته، بشکلی فراخور حال
    • چنانکه دربایست است، آنطور که باید و شاید
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " decently " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "decently" با ترجمه به فارسی

  • (عامیانه) پوشیده · آبرومند(انه) · با بزرگواری · با حجاب · با عفت · با معرفت · با نزاکت · بس · بسنده · به اندازه · به اندازه کافی · به قاعده · خوب · درخور · شایسته · فرامایه · محترمانه · معقولانه · مناسب · مودبانه · نجابت آمیز · نجیبانه · پاکنهاد
  • (عامیانه) پوشیده · آبرومند(انه) · با بزرگواری · با حجاب · با عفت · با معرفت · با نزاکت · بس · بسنده · به اندازه · به اندازه کافی · به قاعده · خوب · درخور · شایسته · فرامایه · محترمانه · معقولانه · مناسب · مودبانه · نجابت آمیز · نجیبانه · پاکنهاد
  • (عامیانه) پوشیده · آبرومند(انه) · با بزرگواری · با حجاب · با عفت · با معرفت · با نزاکت · بس · بسنده · به اندازه · به اندازه کافی · به قاعده · خوب · درخور · شایسته · فرامایه · محترمانه · معقولانه · مناسب · مودبانه · نجابت آمیز · نجیبانه · پاکنهاد
اضافه کردن

ترجمه های "decently" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه