ترجمه "decidable" به فارسی
قطع کردنی ترجمه "decidable" به فارسی است.
decidable
adjective
دستور زبان
capable of being decided. [..]
-
قطع کردنی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " decidable " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "decidable" با ترجمه به فارسی
-
آشکار · بی تردید · راسخ · مشخص · مصمم · معین · واضح · پر اراده
-
آهنگیدن · اراده کردن · باعث شدن · برآن شدن · به نتیجه رسیدن · تصميم گرفتن · تصمیم گرفتن · تعیین کردن · حکم کردن · داوری کردن · عزم کردن · مشخص کردن · مقرر داشتن · وا داشتن
-
تصمیم پذیری · تصمیمپذیری(منطق)
-
تصميمگرفتن · تصمیم گرفتن · تصمیم گیری · تصمیمگیری · جازم · مشخص نمودن · معین کردن
-
آشکار · بی تردید · راسخ · مشخص · مصمم · معین · واضح · پر اراده
-
آهنگیدن · اراده کردن · باعث شدن · برآن شدن · به نتیجه رسیدن · تصميم گرفتن · تصمیم گرفتن · تعیین کردن · حکم کردن · داوری کردن · عزم کردن · مشخص کردن · مقرر داشتن · وا داشتن
-
آهنگیدن · اراده کردن · باعث شدن · برآن شدن · به نتیجه رسیدن · تصميم گرفتن · تصمیم گرفتن · تعیین کردن · حکم کردن · داوری کردن · عزم کردن · مشخص کردن · مقرر داشتن · وا داشتن
-
تصميمگرفتن · تصمیم گرفتن · تصمیم گیری · تصمیمگیری · جازم · مشخص نمودن · معین کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن