ترجمه "decide" به فارسی

تصمیم گرفتن, آهنگیدن, اراده کردن بهترین ترجمه های "decide" به فارسی هستند.

decide verb دستور زبان

(intransitive) To make a judgment, especially after deliberation. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تصمیم گرفتن

    verb

    to resolve or settle [..]

    Others decided to join the mockers in the building.

    دیگران تصمیم گرفتن به مسخره کنندگان در ساختمان بپیوندند.

  • آهنگیدن

  • اراده کردن

  • ترجمه های کمتر

    • باعث شدن
    • برآن شدن
    • به نتیجه رسیدن
    • تصميم گرفتن
    • تعیین کردن
    • حکم کردن
    • داوری کردن
    • عزم کردن
    • مشخص کردن
    • مقرر داشتن
    • وا داشتن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " decide " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "decide" با ترجمه به فارسی

  • قطع کردنی
  • آشکار · بی تردید · راسخ · مشخص · مصمم · معین · واضح · پر اراده
  • تصمیم پذیری · تصمیمپذیری(منطق)
  • تصميمگرفتن · تصمیم گرفتن · تصمیم گیری · تصمیمگیری · جازم · مشخص نمودن · معین کردن
  • آشکار · بی تردید · راسخ · مشخص · مصمم · معین · واضح · پر اراده
  • تصميمگرفتن · تصمیم گرفتن · تصمیم گیری · تصمیمگیری · جازم · مشخص نمودن · معین کردن
  • تصميمگرفتن · تصمیم گرفتن · تصمیم گیری · تصمیمگیری · جازم · مشخص نمودن · معین کردن
  • تصميمگرفتن · تصمیم گرفتن · تصمیم گیری · تصمیمگیری · جازم · مشخص نمودن · معین کردن
اضافه کردن

ترجمه های "decide" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه