ترجمه "declarer" به فارسی
ابرازگر, بازنمودگر, (بازی بریج) دیکلرر بهترین ترجمه های "declarer" به فارسی هستند.
declarer
noun
دستور زبان
(bridge (card game))The person who wins the bidding and so declares what suit will be trump. [..]
-
ابرازگر
-
بازنمودگر
-
(بازی بریج) دیکلرر
-
اعلام کننده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " declarer " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "declarer" با ترجمه به فارسی
-
اعلامیه جهانی حقوق بشر
-
تاریخ اعلام
-
اظهار شده · اعلان شده · شناسایی شده
-
اعلامیه ی بالفور (که طبق آن دولت انگلیس موافقت خود را با اسکان یهودیان در فلسطین اعلام کرد: نوامبر 7191)
-
برنامهنویسی اعلانی
-
ارزش اعلام شده
-
بیانیه حفاظت از داده ها
-
(بازی ورق) دست خود را اعلام کردن · (به طور کتبی یا شفاهی محتوای بار خود را به مامور گمرک) اظهارکردن · (رسما و علنا) آشکار کردن · (رسما) بیان کردن · آتو کردن · ابراز کردن · اظهار · اظهارنامه دادن · اعلام کردن · اعلان کردن · بازنمود کردن · بروز دادن · بی پرده گفتن · تاکید کردن · تصریح کردن · دانستن · روشنگری · رک و راست گفتن · فرض کردن · مقرر داشتن · نشان دادن · نمایاندن · ورق رو کردن · پرداخت سود سهام یا بهره (و غیره) را اعلام کردن · گفتن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن