ترجمه "decoupling" به فارسی

تجزیه, واجفتیدگی بهترین ترجمه های "decoupling" به فارسی هستند.

decoupling noun verb دستور زبان

Present participle of decouple. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تجزیه

  • واجفتیدگی

    period in the development of the universe when different types of particles fall out of thermal equilibrium with each other

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " decoupling " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "decoupling" با ترجمه به فارسی

  • خازن کنارگذر
  • جدا کردن · رها کردن · قطع کردن · ناجفت کردن · ناهمبسته کردن
  • جدا کردن · رها کردن · قطع کردن · ناجفت کردن · ناهمبسته کردن
اضافه کردن

ترجمه های "decoupling" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه