ترجمه "decoy" به فارسی

دام, تله, مصیده بهترین ترجمه های "decoy" به فارسی هستند.

decoy verb noun دستور زبان

A person or object meant to lure something to danger. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دام

    noun

    The old gentleman could not be decoyed outside of his grounds at night.

    نمیشد آن پیرمرد موقر را شب هنگام بیرون ملکش به دام انداخت.

  • تله

    noun

    This is a lot of work for a decoy.

    یه عالمه کار داره واسه اینکه تله باشه

  • مصیده

  • ترجمه های کمتر

    • ملواح
    • (حیوان اهلی یا جسم جاندار نمایی که با آن شکار را جلب می کنند) مرغ دام
    • (مجازی - وسیله ی به دام انداختن) دام انداز
    • (محلی که مرغابی وحشی و غیره را به آن جلب کرده و می گیرند) گیراندازگاه
    • به دام کشاندن
    • به سوی تله کشاندن
    • دام آور
    • دام کشی کردن
    • گول زدن
    • گول زنه (دستگاه گمراه سازی رادارهای دشمن)
    • گول زنک
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " decoy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "decoy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه