ترجمه "dedicate" به فارسی
اختصاص دادن, وقف کردن, جانفشان بهترین ترجمه های "dedicate" به فارسی هستند.
dedicate
adjective
verb
دستور زبان
(transitive) To set apart for a deity or for religious purposes; consecrate. [..]
-
اختصاص دادن
today, after a lifetime dedicated to teaching
امروز ، بعد از اختصاص دادن ، عمري به آموزش
-
وقف کردن
verbUsing the following questions, interview a publisher who helped someone to progress to dedication and baptism.
با مبشّری مصاحبه شود که به کسی کمک کرد تا خود را به خدا وقف کرده، تعمید گیرد.
-
جانفشان
-
ترجمه های کمتر
- واگذاشتن
- گشودن
- (برای هدف مقدس یا در راه خدا) وقف کردن
- (حقوق) عام المنفعه کردن
- (ساختمانی را با مراسم مذهبی) نام گذاری کردن
- (قدیمی) فداکار
- افتتاح کردن
- اهدا کردن
- ایثار کردن
- به همگان اختصاص دادن
- تقدیم کردن
- جانفشانی کردن
- فدا کردن
- همگانی کردن
- پیشکش کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dedicate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "dedicate" با ترجمه به فارسی
-
سرور اختصاصی
-
سرمایه اهدایی
-
از خودگذشتگی · افتتاح (به ویژه طی مراسم مذهبی یا رسمی) · ایثارگری · بیعت · تابعیت · تقدیم نامه (آنچه روی کتاب می نویسند و آن را به کسی تقدیم می کنند) · جانفشانی · فداکاری · وفاداری · کتیبه · گشایش
-
(کامپیوتر) منحصر به کار بخصوص · اختصاصی · ازخود گذشته · ایثارگر · جانفشان · زمان گذشته و اسم مفعول : dedicate · فداکار · متعهد · وقف شده
-
اهدا کننده · وقف کننده · پیشکش کننده
-
اهدا، تخصیص
اضافه کردن مثال
اضافه کردن