ترجمه "dedicated" به فارسی

اختصاصی, (کامپیوتر) منحصر به کار بخصوص, ازخود گذشته بهترین ترجمه های "dedicated" به فارسی هستند.

dedicated adjective verb دستور زبان

Devoted; loyal; conscientious. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اختصاصی

    adjective

    Pedestrian zones and dedicated traffic lanes are going to be created,

    مناطق پیاده رو و باندهای تردد اختصاصی بوجود خواهند آمد،

  • (کامپیوتر) منحصر به کار بخصوص

  • ازخود گذشته

  • ترجمه های کمتر

    • ایثارگر
    • جانفشان
    • زمان گذشته و اسم مفعول : dedicate
    • فداکار
    • متعهد
    • وقف شده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dedicated " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "dedicated" با ترجمه به فارسی

  • سرور اختصاصی
  • سرمایه اهدایی
  • از خودگذشتگی · افتتاح (به ویژه طی مراسم مذهبی یا رسمی) · ایثارگری · بیعت · تابعیت · تقدیم نامه (آنچه روی کتاب می نویسند و آن را به کسی تقدیم می کنند) · جانفشانی · فداکاری · وفاداری · کتیبه · گشایش
  • (برای هدف مقدس یا در راه خدا) وقف کردن · (حقوق) عام المنفعه کردن · (ساختمانی را با مراسم مذهبی) نام گذاری کردن · (قدیمی) فداکار · اختصاص دادن · افتتاح کردن · اهدا کردن · ایثار کردن · به همگان اختصاص دادن · تقدیم کردن · جانفشان · جانفشانی کردن · فدا کردن · همگانی کردن · واگذاشتن · وقف کردن · پیشکش کردن · گشودن
  • اهدا کننده · وقف کننده · پیشکش کننده
  • اهدا، تخصیص
اضافه کردن

ترجمه های "dedicated" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه