ترجمه "deem" به فارسی

پنداشتن, دیدَن, خیال کردن بهترین ترجمه های "deem" به فارسی هستند.

deem Verb verb noun دستور زبان

(transitive, obsolete) To judge; pass judgement on; sentence; doom. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پنداشتن

    verb

    to evaluate according to one's beliefs

  • دیدَن

  • خیال کردن

    to evaluate according to one's beliefs

  • ترجمه های کمتر

    • فرض کردن
    • بررسی کردن، رسیدگی کردن، مد نظر قرار دادن، فکر کردن، داوری کردن
    • تلقی کردن، بشمار آوردن
    • شماردن
    • نتشادنپ
    • روا داشتن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " deem " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "deem" با ترجمه به فارسی

  • یاهتخادرپ هیساحم رد هک یدمآرد( هدش ضرف دمآرد).دنراد رظن رد یعامتجا نیمات هناهام
  • هکینامز ار شدمآرد هک تسا یا هچب نیا( هدش ضرف هچب رد دننکیم هبساحم ار یعامتجا نیمات هناهام یاهتخادرپ).دنراد رظن
اضافه کردن

ترجمه های "deem" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه