ترجمه "deep" به فارسی
عمیق, ژرف, گود بهترین ترجمه های "deep" به فارسی هستند.
(of a hole, water, ravine, cut, etc) Having its bottom far down. [..]
-
عمیق
adjectivehaving its bottom far down
And I had to overcome my fear of deep water to find this one.
من میبایستی برای پیدا کردن یکی از آنها بر ترسم از آب عمیق غلبه می کردم.
-
ژرف
adjectivehaving its bottom far down
Swiftly he sank under its shining weight into a deep realm of sleep.
به سرعت در زیر وزن درخشان آن فرو رفت و در قلمرو ژرف خواب غرق شد.
-
گود
adjectiveThe lake was not large enough, and probably not very deep.
دریاچهاش هم خیلی کوچیکه، شاید هم گود نباشه.
-
ترجمه های کمتر
- بسیار
- شدید
- عمیقا
- پیچیده
- دور
- بغرنج
- ژرفا
- مشکل
- توی
- از ته دل
- از ته قلب
- سیر (در اشاره به رنگ، مثل آبی سیر)
- درته
- خندق
- تودار
- کامل
- دوردست
- چال
- ترفندآمیز
- مکرآمیز
- گودگاه
- جادار
- سنگر
- وخیم
- (با: in) عمیقا در 1
- (رنگ) سیر
- (صدا) بم 2
- (کشتیرانی - هریک از خطهای مدرج بر روی طناب ژرفا سنج) ژرفا شمار 5
- به طور ژرف 6
- به عمق
- به پهنای
- به ژرفای
- به گودی
- بی پایاب
- تا ته
- تند 0
- جای ژرف
- حیله آمیز
- در عقب
- در میان
- در پشت
- در ژرفنای 4
- ژرفنا 3
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " deep " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"Deep" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Deep در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
"DEEP" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای DEEP در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "deep" با ترجمه به فارسی
-
بسیاری · ته · عمق · قعر · ژرفا · گودی
-
ریزشمع
-
زمینه فراژرف هابل
-
تمرین تنفس عمیق · فهرست شیندلر
-
(دریاشناسی) لایه ی ژرف و پراکنده
-
(دستور زبان گشتاری) ژرف ساخت
-
(واقع در ژرفای بسیار) ژرف نهاده · رجوع شود به deep-rooted · ژرف نهشت
-
یادگیری عمیق