ترجمه "deepness" به فارسی

عمق, ژرفا, قعر بهترین ترجمه های "deepness" به فارسی هستند.

deepness noun دستور زبان

The state or quality of being deep (either physically or metaphorically) [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • عمق

    I don't know how deep the lake is.

    نمی دانم این دریاچه چه قدر عمق دارد.

  • ژرفا

    noun

    You're in deep, Sherlock, deeper than you ever intended to be.

    در ژرفا گیر کردی شرلوک. عمیق تر از چیزی که انتظارش رو داشتی

  • قعر

    I will bury my grief so deep in my heart

    من غصه و رنج خود را در قعر دلم مدفون میکنم

  • ترجمه های کمتر

    • گودی
    • بسیاری
    • ته
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " deepness " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "deepness" با ترجمه به فارسی

  • ریزشمع
  • (با: in) عمیقا در 1 · (رنگ) سیر · (صدا) بم 2 · (کشتیرانی - هریک از خطهای مدرج بر روی طناب ژرفا سنج) ژرفا شمار 5 · از ته دل · از ته قلب · بسیار · بغرنج · به طور ژرف 6 · به عمق · به پهنای · به ژرفای · به گودی · بی پایاب · تا ته · ترفندآمیز · تند 0 · تودار · توی · جادار · جای ژرف · حیله آمیز · خندق · در عقب · در میان · در پشت · در ژرفنای 4 · درته · دور · دوردست · سنگر · سیر (در اشاره به رنگ، مثل آبی سیر) · شدید · عمیق · عمیقا · مشکل · مکرآمیز · وخیم · پیچیده · چال · ژرف · ژرفا · ژرفنا 3 · کامل · گود · گودگاه
  • زمینه فراژرف هابل
  • تمرین تنفس عمیق · فهرست شیندلر
  • (دریاشناسی) لایه ی ژرف و پراکنده
  • (دستور زبان گشتاری) ژرف ساخت
  • یادگیری عمیق
اضافه کردن

ترجمه های "deepness" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه