ترجمه "deep-fry" به فارسی

(در ماهیتابه ی ته گود سرخ کردن - در روغن جوشان, روغن جوش کردن, سرخ کردن) روغن داغ کردن بهترین ترجمه های "deep-fry" به فارسی هستند.

deep-fry verb noun دستور زبان

(transitive) To cook (food) by deep-frying. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (در ماهیتابه ی ته گود سرخ کردن - در روغن جوشان

  • روغن جوش کردن

  • سرخ کردن) روغن داغ کردن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " deep-fry " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "deep-fry"

عباراتی شبیه به "deep-fry" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "deep-fry" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه