ترجمه "defaulter" به فارسی
سربازمقصر, قصورکننده, طفره زن بهترین ترجمه های "defaulter" به فارسی هستند.
defaulter
noun
دستور زبان
one who fails to fulfill an obligation or perform a task, especially a legal or financial one. [..]
-
سربازمقصر
-
قصورکننده
-
طفره زن
-
کوتاهی کننده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " defaulter " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "defaulter" با ترجمه به فارسی
-
قلم پیش فرض
-
نکول کردن
-
دکمه پیش فرض
-
پوشه پیش تنظیم اداره شده
-
مکان پیش فرض
-
تغییر دادن
-
پرونده داده پیش فرض
-
(بدهی) عدم پرداخت · (در دادگاه یا مسابقه و غیره) غیبت · (مهجور) فقدان · ایفا نکردن · حاضر نشدن · عدم · عدم حضور · غایب بودن · غیب کردن · قصور · قصور کردن (به تعهد خود عمل نکردن) · قصور کردن در پرداخت بدهی · نکول · نکول کردن · پیش فرض · کوتاهی · کوتاهی کردن · کوتاهی – قصور – عدم پرداخت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن