ترجمه "defend" به فارسی

دفاع کردن, حمایت کردن, (حقوق) دفاع کردن بهترین ترجمه های "defend" به فارسی هستند.

defend verb دستور زبان

(transitive, obsolete) To ward off, repel (an attack or attacker). [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دفاع کردن

    verb

    ward off attacks from

    You defend these men who insult you behind your back.

    تو از اين آدمايي که پشت سرت بهت توهين کرده بودن ، دفاع کردي.

  • حمایت کردن

    Verb

    wishing to flatter Anna Pavlovna by defending her former position on this question, observed:

    به منظور چاپلوسی از آناپاولونا از عقیده سابق او در مقابل این نظریه جدید حمایت کرده گفت:

  • (حقوق) دفاع کردن

  • ترجمه های کمتر

    • (ورزش) دروازه (یا رکورد) را حفظ کردن
    • حفاظت کردن
    • حفظ کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " defend " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "defend"

عباراتی شبیه به "defend" با ترجمه به فارسی

  • (حقوق) وکیل تسخیری · وکیل تسخیری
  • حامی · دفاع کننده · قیم · مدافع · نگهدارنده · ولی · پشتيبان · پشتیبان · یاری کننده
  • مدافع Windows
  • دفاع · مدافعه
  • خوانده · متهم · مدعی علیه · مظنون
  • خوانده · متهم · مدعی علیه · مظنون
  • دفاع · مدافعه
اضافه کردن

ترجمه های "defend" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه