ترجمه "defendant" به فارسی

خوانده, متهم, مدعی علیه بهترین ترجمه های "defendant" به فارسی هستند.

defendant adjective noun دستور زبان

(law) In civil proceedings, the party responding to the complaint; one who is sued and called upon to make satisfaction for a wrong complained of by another. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خوانده

    person prosecuted or sued [..]

  • متهم

    Any party who is required to answer the complaint of a plaintiff in a civil lawsuit before a court.

    At the moment of this entrance, the defendant's lawyer had just finished his plea.

    هنگامیکه او وارد شد وکیل متهم مدافعانش را به پایان میرساند.

  • مدعی علیه

    noun

    Your Honor, the defendant is willing to plead guilty to an amended count of involuntary manslaughter.

    عالیجناب ، مدعی علیه... اقرار به جرم . یه فقره قتل غیر عمد میکند

  • مظنون

    noun

    Regarding the defendants plea

    توجه کنيد به دفاعيه مظنون

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " defendant " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "defendant" با ترجمه به فارسی

  • (حقوق) وکیل تسخیری · وکیل تسخیری
  • حامی · دفاع کننده · قیم · مدافع · نگهدارنده · ولی · پشتيبان · پشتیبان · یاری کننده
  • (حقوق) دفاع کردن · (ورزش) دروازه (یا رکورد) را حفظ کردن · حفاظت کردن · حفظ کردن · حمایت کردن · دفاع کردن
  • مدافع Windows
  • دفاع · مدافعه
  • (حقوق) دفاع کردن · (ورزش) دروازه (یا رکورد) را حفظ کردن · حفاظت کردن · حفظ کردن · حمایت کردن · دفاع کردن
  • دفاع · مدافعه
  • (حقوق) دفاع کردن · (ورزش) دروازه (یا رکورد) را حفظ کردن · حفاظت کردن · حفظ کردن · حمایت کردن · دفاع کردن
اضافه کردن

ترجمه های "defendant" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه