ترجمه "deference" به فارسی
حرمت, احترام, ملاحظه بهترین ترجمه های "deference" به فارسی هستند.
deference
noun
دستور زبان
Great respect. [..]
-
حرمت
nounWe no longer pay a seemly deference to our superiors.
دانشجویان ما دیگر ان گونه که شایسته است حرمت استادان و اولیای دانشکده را نگه نمیدارند.
-
احترام
nounI should not pay him half so much deference.
من نصف این احترام را هم به اونمیگذاشتم.
-
ملاحظه
that the tracing of the line could, perhaps, be altered in deference to the prejudices of the Sulaco landowners.
مبنی بر این که مسیر خط آهن احتمالا به ملاحظه زمین داران سولاکو تغییر میکرد.
-
ترجمه های کمتر
- ادب
- تسلیم
- خوشخویی
- تمکین
- اجابت
- قبول
- تسلیم بودن (به میل یا داوری دیگری)
- سر فرود آوری
- گردن نهی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " deference " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "deference"
عباراتی شبیه به "deference" با ترجمه به فارسی
-
تخفیفات معوق
-
پرداختهای انتقالی به دوره های اتی
-
هداتفا قبوعت یاهجو
-
موافقت نامه ملاحظات آتی
-
مستمری معلق
-
قرارداد پرداخت معوق
-
نرخ معوق وام رهنی
-
(نظام) معافیت موقت · تاخیر · تعویق · دیرکرد · ريخأت · پس افکنی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن