ترجمه "deflation" به فارسی

انقباض پولی, تورم منفی, رکود بهترین ترجمه های "deflation" به فارسی هستند.

deflation noun دستور زبان

(economics) A decrease in the general price level, that is, in the nominal cost of goods and services as well as wages. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • انقباض پولی

  • تورم منفی

    decrease in the general price level of goods and services

  • رکود

    We had deflation during the Depression,

    ما کاهش قیمت همزمان با رکود را داریم،

  • ترجمه های کمتر

    • ضدتورم
    • پژمردگی
    • کاهیدن
    • فروکش
    • (زمین شناسی - فرسایش زمین توسط باد) باد فرسایی
    • (مجازی) دلسردی و غم
    • بی باد سازی
    • تقلیل قیمتها
    • تورم زدایی (مقایسه شود با: inflation)
    • تورم کاهی
    • ضد تورم
    • کاهش مقدار پول در گردش
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " deflation " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Deflation
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • رکود

    We had deflation during the Depression,

    ما کاهش قیمت همزمان با رکود را داریم،

عباراتی شبیه به "deflation" با ترجمه به فارسی

  • (اقتصاد) از تورم کاستن · (مجازی) باد افاده ی کسی را خواباندن · باد (چیزی را) خالی کردن · بی باد کردن · تورم کاهی کردن · خیط کردن · فیس و باد کسی را کم کردن · کنف کردن
  • ضریب تعیین کننده قیمت تورمی
  • سرافکنده
  • کوچک شماری خود
  • (اقتصاد) از تورم کاستن · (مجازی) باد افاده ی کسی را خواباندن · باد (چیزی را) خالی کردن · بی باد کردن · تورم کاهی کردن · خیط کردن · فیس و باد کسی را کم کردن · کنف کردن
  • سرافکنده
اضافه کردن

ترجمه های "deflation" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه