ترجمه "deflection" به فارسی

انحراف, شکست, انکسار بهترین ترجمه های "deflection" به فارسی هستند.

deflection noun دستور زبان

The act of deflecting or something deflected. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • انحراف

    noun

    Moody had given them such a rigorous test of hex deflection that many of them were nursing small injuries.

    مو دی با جدیت نمونهای از جادوی انحراف طلسمها را روی آنها اجرا کرده بود و همه کمابیش مجروح شده بودند.

  • شکست

    noun

    Click on " Next " to see another combination of ball positions that deflects the laser beam as shown

    برای دیدن ترکیب دیگری از موقعیتهای گلوله که پرتو لیزر را همان طور که نشان داده‌شده ، شکست می‌دهد » بعدی « را فشار دهید

  • انکسار

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • بیراهی
    • خمش
    • واخمش
    • ورتابی
    • کژراهی
    • تفریح
    • (در سنجه های عقربه دار) میزان انحراف عقربه (از صفر)
    • میزان انحراف
    • پریشان گویی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " deflection " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "deflection" با ترجمه به فارسی

  • (موجب تغییر جهت چیز در حال پرواز یا حرکت شدن) منحرف کردن یا شدن · برگرداندن · دفع کردن · منحرف · ورتابه کردن یا شدن · کژراه کردن یا شدن
  • کج کننده
  • (موجب تغییر جهت چیز در حال پرواز یا حرکت شدن) منحرف کردن یا شدن · برگرداندن · دفع کردن · منحرف · ورتابه کردن یا شدن · کژراه کردن یا شدن
  • (موجب تغییر جهت چیز در حال پرواز یا حرکت شدن) منحرف کردن یا شدن · برگرداندن · دفع کردن · منحرف · ورتابه کردن یا شدن · کژراه کردن یا شدن
  • (موجب تغییر جهت چیز در حال پرواز یا حرکت شدن) منحرف کردن یا شدن · برگرداندن · دفع کردن · منحرف · ورتابه کردن یا شدن · کژراه کردن یا شدن
اضافه کردن

ترجمه های "deflection" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه