ترجمه "deformity" به فارسی

بدریختی, زشتی, بدشکلی بهترین ترجمه های "deformity" به فارسی هستند.

deformity noun دستور زبان

The state of being deformed. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بدریختی

    noun
  • زشتی

    noun

    sordidness, vice, deformity, did not offend him

    حقارت، زشتی، نقص بدنی او را دیگر نمیآزرد

  • بدشکلی

  • ترجمه های کمتر

    • آهوناکی
    • گمراهی
    • انحراف
    • فساد
    • (اخلاقی) کژراهی
    • از ریخت افتادگی
    • اندام دژدیس
    • دژ دیسی
    • زشت خویی
    • عضو معیوب و بدشکل
    • معیوب شدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " deformity " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "deformity" با ترجمه به فارسی

  • تغییر شکل
  • (فیزیک - تغییر شکل در اثر فشار یا کشش) دگردیسی · از ریخت افتادگی (از دست دادن شکل اولیه) · اندام دژدیس (بدریخت شده) · بدریختی · تغییر شکل · دژ اندامی · دژدیسی · دژواری · دگردیسی · دگرریختی · زشت سازی · زشت شدگی · نادیسی · نقص عضو · کرنش
  • دگرديس ناپذير
  • دگردیس پذیر
  • سیخ گول رَخ دار
  • (فیزیک - با فشار یا کشش شکل چیزی را عوض کردن) دگردیس کردن · از ریخت انداختن · از شکل انداختن · بدریخت کردن یا شدن · بدشکل کردن یا شدن · دژ اندام کردن یا شدن · دژدیس کردن یا شدن · دژوار کردن · دگر ریخت کردن یا شدن · زشت کردن · معیوب کردن · نادیس شدن یا کردن
  • تغییرشکل مومسان شدید
  • از ریخت افتاده · بدریخت · بدشکل · دفرمه · دژ دیس · رَخ دار · زشت · معیوب · ناقص · کج و کوله
اضافه کردن

ترجمه های "deformity" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه