ترجمه "deform" به فارسی
از شکل انداختن, (فیزیک - با فشار یا کشش شکل چیزی را عوض کردن) دگردیس کردن, از ریخت انداختن بهترین ترجمه های "deform" به فارسی هستند.
deform
adjective
Verb
verb
دستور زبان
(transitive) To remove the form of. [..]
-
از شکل انداختن
verb -
(فیزیک - با فشار یا کشش شکل چیزی را عوض کردن) دگردیس کردن
-
از ریخت انداختن
-
ترجمه های کمتر
- بدریخت کردن یا شدن
- بدشکل کردن یا شدن
- دژ اندام کردن یا شدن
- دژدیس کردن یا شدن
- دژوار کردن
- دگر ریخت کردن یا شدن
- زشت کردن
- معیوب کردن
- نادیس شدن یا کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " deform " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "deform" با ترجمه به فارسی
-
تغییر شکل
-
(فیزیک - تغییر شکل در اثر فشار یا کشش) دگردیسی · از ریخت افتادگی (از دست دادن شکل اولیه) · اندام دژدیس (بدریخت شده) · بدریختی · تغییر شکل · دژ اندامی · دژدیسی · دژواری · دگردیسی · دگرریختی · زشت سازی · زشت شدگی · نادیسی · نقص عضو · کرنش
-
دگرديس ناپذير
-
دگردیس پذیر
-
سیخ گول رَخ دار
-
(اخلاقی) کژراهی · آهوناکی · از ریخت افتادگی · انحراف · اندام دژدیس · بدریختی · بدشکلی · دژ دیسی · زشت خویی · زشتی · عضو معیوب و بدشکل · فساد · معیوب شدن · گمراهی
-
تغییرشکل مومسان شدید
-
از ریخت افتاده · بدریخت · بدشکل · دفرمه · دژ دیس · رَخ دار · زشت · معیوب · ناقص · کج و کوله
اضافه کردن مثال
اضافه کردن