ترجمه "defraudation" به فارسی

کلاهبرداری, فریب بهترین ترجمه های "defraudation" به فارسی هستند.

defraudation noun دستور زبان

(obsolete) The act of defrauding; a taking by fraud. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کلاهبرداری

    It was, "How do I do that without being defrauded by organized crime?"

    بلکه این بود که "چگونه این کار را بدون کلاهبرداری هکر ها انجام دهم ؟"

  • فریب

    verb noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " defraudation " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "defraudation" با ترجمه به فارسی

  • فریبکار · متقلب · گول زدن
  • اغفال کردن · تقلب کردن · طعمه کردن · فریب دادن · قربانی کردن · مغبون کردن · کلاهبرداری کردن · گوشبری کردن · گول زدن · گول زدن (در امور مالی)
  • ندرك یرادربه الك هسيسد
  • اغفال کردن · تقلب کردن · طعمه کردن · فریب دادن · قربانی کردن · مغبون کردن · کلاهبرداری کردن · گوشبری کردن · گول زدن · گول زدن (در امور مالی)
  • اغفال کردن · تقلب کردن · طعمه کردن · فریب دادن · قربانی کردن · مغبون کردن · کلاهبرداری کردن · گوشبری کردن · گول زدن · گول زدن (در امور مالی)
  • اغفال کردن · تقلب کردن · طعمه کردن · فریب دادن · قربانی کردن · مغبون کردن · کلاهبرداری کردن · گوشبری کردن · گول زدن · گول زدن (در امور مالی)
  • اغفال کردن · تقلب کردن · طعمه کردن · فریب دادن · قربانی کردن · مغبون کردن · کلاهبرداری کردن · گوشبری کردن · گول زدن · گول زدن (در امور مالی)
اضافه کردن

ترجمه های "defraudation" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه