ترجمه "degeneration" به فارسی
فساد, انحطاط, تنزل بهترین ترجمه های "degeneration" به فارسی هستند.
The act or state of growing worse, or the state of having become worse; decline; degradation; debasement; degeneracy; deterioration. [..]
-
فساد
nounI'll see your bleeding ears and raise you a total muscular degeneration.
گوشهاي خون آلودتو ديدم و شرط رو بالا مي برم به ( بيمار دچار ) فساد کامل عضلاني
-
انحطاط
nounwithout an opportunity of degenerating into the vices and corruptions of my own species.
دیگر مجال نداشتم که با ارتکاب عیوب و گناهان خاص همنوعان خود راه انحطاط و تدنی بپیمایم.
-
تنزل
nounSurely it will never, on the contrary, be suffered to degenerate from man to fiend?
و برعکس، مسلماً هرگز از مرتبه انسانی به شیطانی تنزل نخواهد یافت؟
-
ترجمه های کمتر
- زوال
- تباهی
- انتقال
- تبهگنی
- دژخویی
- دژسانی
- واگونگی
- تبهکاری
- ضلالت
- نابکاری
- واگذاری
- گمراهی
- (اخلاقی) فساد
- (زیست شناسی - از دست دادن ویژگی های خوب در اثر تکامل مثلا ضعیف شدن چشمان جانوران غارزی) وازایایی
- (پزشکی - بدشدن کار یا ریخت اندام در اثر بیماری یا سن) استحاله
- تفویض اختیارات
- حرکت قهقرایی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " degeneration " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "degeneration" با ترجمه به فارسی
-
(اخلاقی) روبه فساد · (از حالت پیشین بدتر شدن) تنزل کردن · (زیست شناسی) انحطاط یافتن · آدم فاسد · افسار گسیخته · انحطاط · بدتر کردن · تبهگن شدن · تبهگنی · تنزل · خراب کردن · دژخو · دژسان شدن · روبه تباهی نهادن · فرودروی · منحط شدن · ناباب · هرزه · واگذاردن · کوچک شدن،تحلیل رفتن، آب رفتن، تقلیل یافتن، منحط شدن · گمراه
-
تباهی
-
دژنراسیون ماکولا
-
هنر فاسد
-
ماده تباهیده
-
(آسیب شناسی - وجود نابهنجار چربی در بافت ها) چربی تباهی · بيماري چربي زرد · تباهی چربی · فروزینگی چربی
-
حل منحط
-
چندگانگی