ترجمه "degradation" به فارسی

تنزل, فروزینگی, پستی بهترین ترجمه های "degradation" به فارسی هستند.

degradation noun دستور زبان

The act of reducing in rank, character, or reputation, or of abasing; a lowering from one's standing or rank in office or society; diminution; as, the degradation of a peer, a knight, a general, or a bishop. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تنزل

    noun

    A lowering from one's standing or rank in office or society.

    Has he been degraded into a field marshal, or into a soldier?

    درجهاش به سپهبدی بالا رفته یا به سربازی تنزل کرده؟

  • فروزینگی

  • پستی

    She saw her mother and sister weep, suffer, accept, degrade themselves, and die.

    مادر و خواهر خود را میدید کهمیگریند، رنج میکشند، سر فرود میآورند، تن به هر پستی میدهند، میمیرند.

  • ترجمه های کمتر

    • خفت
    • حقارت
    • تجزيه
    • خواری
    • فساد
    • وابسپارش
    • دژخویی
    • فروداشت
    • فروسایش
    • ضلالت
    • گمراهی
    • دونی
    • (زمین شناسی) فروسایی
    • (کلیسای کاتولیک) تنزل کشیش از مقام روحانیت
    • تجزيه گرمايي
    • تنزل (رتبه یا شان یا وضع)
    • تنزل رتبه
    • فروزينگي شيميايي
    • فروزینگي گرمايي
    • نهشت بری (کم شدن بلندی زمین در اثر فرسایش)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " degradation " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "degradation" با ترجمه به فارسی

  • تجزيه · تجزيه گرمايي · فروزينگي شيميايي · فروزینگي گرمايي · فروزینگی · وابسپارش
  • فروزينشپذيري سیرابی
  • تجزيه · تجزيه گرمايي · فروزينگي شيميايي · فروزینگي گرمايي · فروزینگی · وابسپارش
  • زیستفروزینگی · فروزينگي ميكروبي · پوسيدگي
  • افسار گسیخته · تحقیر شده · خوار شده · فاسد شده · فروزینه شده · نزول یافته · هرزه · گمراه شده
  • (خود به خود) فروزینه شدن · (زمین شناسی) فرو ساییدن · (شیمی - ماده ی آلی را تبدیل به ترکیب ساده تری کردن) استحاله کردن · (مثلا به منظور تنبیه) تنزل رتبه دادن · (نادر) نزول کردن · ارزان شدن · بی آبرو کردن · خوار و خفیف کردن · دون کردن · فروداشتن · فروزینه کردن · فروسان کردن · نهشت بری کردن · پست کردن · کم ارزش کردن
  • تحقیر کننده · خوار کننده · موهن
  • تخريب زيستمحیطی · تخریب محیط زيست · زوال زيستمحیطي · فروزینگی زیستمحیطی
اضافه کردن

ترجمه های "degradation" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه