ترجمه "degrading" به فارسی
تحقیر کننده, خوار کننده, موهن بهترین ترجمه های "degrading" به فارسی هستند.
degrading
adjective
verb
دستور زبان
Present participle of degrade. [..]
-
تحقیر کننده
I consider jealousy, as you know, a humiliating and degrading feeling,
خودت میدانی که من حسادت را به چشم عاطفه ای خجالتآور و تحقیر کننده میبینم
-
خوار کننده
-
موهن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " degrading " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "degrading" با ترجمه به فارسی
-
تجزيه · تجزيه گرمايي · فروزينگي شيميايي · فروزینگي گرمايي · فروزینگی · وابسپارش
-
فروزينشپذيري سیرابی
-
تجزيه · تجزيه گرمايي · فروزينگي شيميايي · فروزینگي گرمايي · فروزینگی · وابسپارش
-
زیستفروزینگی · فروزينگي ميكروبي · پوسيدگي
-
افسار گسیخته · تحقیر شده · خوار شده · فاسد شده · فروزینه شده · نزول یافته · هرزه · گمراه شده
-
(خود به خود) فروزینه شدن · (زمین شناسی) فرو ساییدن · (شیمی - ماده ی آلی را تبدیل به ترکیب ساده تری کردن) استحاله کردن · (مثلا به منظور تنبیه) تنزل رتبه دادن · (نادر) نزول کردن · ارزان شدن · بی آبرو کردن · خوار و خفیف کردن · دون کردن · فروداشتن · فروزینه کردن · فروسان کردن · نهشت بری کردن · پست کردن · کم ارزش کردن
-
تخريب زيستمحیطی · تخریب محیط زيست · زوال زيستمحیطي · فروزینگی زیستمحیطی
-
تخریب زمین
اضافه کردن مثال
اضافه کردن