ترجمه "deity" به فارسی

خدا, الوهیت, ایزد بهترین ترجمه های "deity" به فارسی هستند.

deity noun دستور زبان

(mythology), (religion) A preternatural or supernatural human or non-human being or entity, or an object that possesses miraculous or supernatural attributes, powers or superpowers (e.g. a god or goddess). [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خدا

    proper noun

    A divine being.

    It's a symbol associated with the worship of a pagan deity.

    اين يه سمبل ـه که با پرستش بُت به عنوان خدا رابطه داره.

  • الوهیت

    natural or supernatural god or goddess, divine being

    Orlando was sometimes under the influence of the elephant footed deity, then of the gnat winged fly.

    ارلاندو گاه از یکی تأثیر میگرفت و گاه از آن یکی، زمانی تحت تأثیر الوهیت عظیم بود و گاه پشهای کوچک بر او تأثیر مینهاد.

  • ایزد

    noun proper
  • ترجمه های کمتر

    • خُدا
    • الهه
    • خداوند
    • ربانیت
    • معبود
    • خداوندی
    • خداواری
    • پرسته
    • جاویدان
    • جاوید
    • (معمولا در مورد مذاهب چند خدایی) دارگونه
    • رب النوع
    • فنا ناپذیر
    • ماهیت الهی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " deity " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "deity" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "deity" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه