ترجمه "delator" به فارسی

خبرچین, تهمت زن, سخن چین بهترین ترجمه های "delator" به فارسی هستند.

delator noun دستور زبان

An accuser; an informer.

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خبرچین

  • تهمت زن

  • سخن چین

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " delator " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "delator" با ترجمه به فارسی

  • (بیشتر در اسکاتلند) متهم کردن · (قدیمی) اعلام کردن · به آگاهی همگان رساندن · تهمت زدن · گزارش علیه کسی دادن
  • اتهام · اشتهار · تهمت · چغلی
اضافه کردن

ترجمه های "delator" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه