ترجمه "deliver" به فارسی
تحویل دادن, نجات دادن, رهانیدن بهترین ترجمه های "deliver" به فارسی هستند.
deliver
verb
دستور زبان
To set free. [..]
-
تحویل دادن
verbTo provide or give.
I kind of like delivering pizzas.
من یه جورایی پیتزا تحویل دادن رو دوست دارم
-
نجات دادن
verband had but one thought, to deliver the world.
و جز یک فکر نداشت: نجات دادن عالم.
-
رهانیدن
Verb
-
ترجمه های کمتر
- رها کردن
- رساندن
- زایاندن
- وارستن
- واسپاردن
- زاییدن
- (بیرون) فرستادن
- (خطابه و غیره) ایراد کردن
- (دکتر یا ماما) در وضع حمل به مادر کمک کردن
- (سخنرانی) کردن
- (ضربه و مشت و غیره) زدن
- (عامیانه - با دادن رای یا بسیج هواداران و غیره از کاندید یا هدفی) جانبداری کردن
- (پیام و غیره) دادن
- آزاد کردن
- بیرون دادن
- تحويل دادن
- تسلیم شدن
- توزیع کردن
- رستگار کردن
- صرفنظرکردن از
- واگذار کردن
- وضع حمل کردن
- پخش کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " deliver " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Deliver
-
تحویل دادن
Delivering a breakout is the only way to see if the Founder's for real.
تحویل دادن یه فراری تنها راه فهمیدن صحت ادعای بنیان گذاره
عباراتی شبیه به "deliver" با ترجمه به فارسی
-
تحویل کالا درمحل مقرر درمقصد با ترخیص و با پرداخت حقوق و عوارض گمرکی
-
تحویل- کالا درمحل مقرر درمقصد بدون ترخیص و بدون پرداخت حقوق و عوارض گمرکی
-
تحویل کالا روی اسکله دربندرمقصد
-
تحویل کالا روی عرشه کشتی دربندرمقصد
-
تحویل کالا روی اسکله دربندرمقصد
-
تحویل کالا درمرز
-
تحویل کالا درمحل مقرر درمقصد بدون ترخیص و بدون پرداخت حقوق و عوارض گمرکی
-
تحویل کالا درمحل مقرر درمقصد با ترخیص و با پرداخت حقوق و عوارض گمرکی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن