ترجمه "demarcation" به فارسی

سرحد, مرزبندی, سوایی بهترین ترجمه های "demarcation" به فارسی هستند.

demarcation noun دستور زبان

The act of marking off a boundary or setting a limit, notably by belligerents signing a treaty or ceasefire. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سرحد

    noun
  • مرزبندی

    defended their world with demarcations of quicklime

    به دفاع از دنیای خودشان با مرزبندی از طریق ریختن آهک آب ندیده،

  • سوایی

  • ترجمه های کمتر

    • مرزنمایی
    • کرانبندی
    • تمایز
    • کران
    • جدایی
    • مرز
    • فرق
    • حد
    • تعیین حدود
    • خط فاصل
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " demarcation " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "demarcation" با ترجمه به فارسی

  • (تفاوت دو یا چند چیز را) مشخص کردن · تعيين کردن حدود · جدا کردن · حدود (چیزی را) معلوم کردن · سوا کردن · متمایز کردن (demark هم می گویند) · محدود کردن · مرزنمایی کردن · کران بندی کردن
اضافه کردن

ترجمه های "demarcation" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه