ترجمه "demon" به فارسی
شیطان, دیو, شيطان بهترین ترجمه های "demon" به فارسی هستند.
demon
noun
دستور زبان
An evil spirit. [..]
-
شیطان
proper nounevil spirit
Shark pulls a face, loath to let the demon escape.
شارک قیافهاش را در هم میکشد و با بی میلی میگذارد آن شیطان فرار کند.
-
دیو
nounSo for two weeks more Jurgis fought with the demon of despair.
بدین ترتیب برای دو هفته دیگر یورگیس با دیو نومیدی جنگید.
-
شيطان
It's just fuel for the demon inside of you.
اين چيزها که درون بدنت داري مثل سوخت براي شيطان هستن.
-
ترجمه های کمتر
- جن
- روح خبیث
- شیطانی
- ابلیس
- اهریمنی
- غول
- div
- لبنگ
- آدم خبیث
- آدم زبردست
- آدم شیطان صفت
- آدم ماهر
- ابلیس مانند
- خوره ی کاری
- دیو سرشت
- رجوع شود به daemon
- روح پلید
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " demon " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "demon"
عباراتی شبیه به "demon" با ترجمه به فارسی
-
شتابگر
-
دیواسا · دیوانه · دیوی · شیطانی
-
(تبدیل به دیو یا روح خبیث کردن) دیو کردن · (تحت نفوذ ارواح خبیث درآوردن) دیو زده کردن · بد جلوه دادن کسی، دیو و اهریمن ساختن از کسی یا چیزی · جن زده کردن · دیو سار کردن
-
(اعتقاد به وجود دیوها و ارواح خبیث) دیوگرایی · رجوع شود به demonolatry
اضافه کردن مثال
اضافه کردن