ترجمه "demonic" به فارسی
شیطانی, دیوی, دیواسا بهترین ترجمه های "demonic" به فارسی هستند.
demonic
adjective
دستور زبان
Of, relating to, involving or resembling demons; demoniac. [..]
-
شیطانی
adjective nounMaybe the thief doesn't have to be a demon.
شاید حتما نباید آن دزد حقیقی یک موجود شیطانی باشد.
-
دیوی
Her people repeatedly fall away to worshiping the demon gods of the nations.
قوم اسرائیل بکرّات به ورطهٔ پرستش خدایان دیوی ملتها افتاد.
-
دیواسا
-
دیوانه
noun adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " demonic " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "demonic" با ترجمه به فارسی
-
شتابگر
-
div · آدم خبیث · آدم زبردست · آدم شیطان صفت · آدم ماهر · ابلیس · ابلیس مانند · اهریمنی · جن · خوره ی کاری · دیو · دیو سرشت · رجوع شود به daemon · روح خبیث · روح پلید · شيطان · شیطان · شیطانی · غول · لبنگ
-
(تبدیل به دیو یا روح خبیث کردن) دیو کردن · (تحت نفوذ ارواح خبیث درآوردن) دیو زده کردن · بد جلوه دادن کسی، دیو و اهریمن ساختن از کسی یا چیزی · جن زده کردن · دیو سار کردن
-
(اعتقاد به وجود دیوها و ارواح خبیث) دیوگرایی · رجوع شود به demonolatry
-
div · آدم خبیث · آدم زبردست · آدم شیطان صفت · آدم ماهر · ابلیس · ابلیس مانند · اهریمنی · جن · خوره ی کاری · دیو · دیو سرشت · رجوع شود به daemon · روح خبیث · روح پلید · شيطان · شیطان · شیطانی · غول · لبنگ
-
div · آدم خبیث · آدم زبردست · آدم شیطان صفت · آدم ماهر · ابلیس · ابلیس مانند · اهریمنی · جن · خوره ی کاری · دیو · دیو سرشت · رجوع شود به daemon · روح خبیث · روح پلید · شيطان · شیطان · شیطانی · غول · لبنگ
-
div · آدم خبیث · آدم زبردست · آدم شیطان صفت · آدم ماهر · ابلیس · ابلیس مانند · اهریمنی · جن · خوره ی کاری · دیو · دیو سرشت · رجوع شود به daemon · روح خبیث · روح پلید · شيطان · شیطان · شیطانی · غول · لبنگ
-
div · آدم خبیث · آدم زبردست · آدم شیطان صفت · آدم ماهر · ابلیس · ابلیس مانند · اهریمنی · جن · خوره ی کاری · دیو · دیو سرشت · رجوع شود به daemon · روح خبیث · روح پلید · شيطان · شیطان · شیطانی · غول · لبنگ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن