ترجمه "demur" به فارسی

تردید, مخالفت, دودلی بهترین ترجمه های "demur" به فارسی هستند.

demur verb noun دستور زبان

Stop; pause; hesitation as to proceeding; suspense of decision or action; scruple. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تردید

    the priest agreed, after some demur, to conduct him to Suhoy Possyolok; his curiosity was obviously aroused.

    کشیش نخست تردید کرد لکن سرانجام به تقاضای دیمیتری تن داد زیرا بدبختانه معلوم بود که حس کنجکاوی تحریکش کرده است

  • مخالفت

    noun
  • دودلی

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • معترض
    • ایراد
    • (حقوق) به صلاحیت دادگاه اعتراض کردن
    • استثنا قائل شدن
    • اعتراض (demural هم می گویند)
    • اعتراض کردن
    • ایراد عدم کفایت ادله را (به دادگاه) تسلیم کردن
    • تردید رای
    • دو دلی کردن
    • سرباز زدن
    • شک و شبهه
    • شک و شبهه داشتن
    • مهلت خواستن
    • چون و چرا کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " demur " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "demur" با ترجمه به فارسی

  • (محجوب به طور ساختگی) نازنازو · اطواری · باحیا · خوددار · سنگین و رنگین · مبادی آداب · متین · محتاط و کم حرف · محجوب · محجوبانه · موقر
  • باازرم · باوقاروشرم ساختگی · بسنگینی
  • ازرم ساختگی · سنگینی · وقار
اضافه کردن

ترجمه های "demur" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه