ترجمه "demure" به فارسی

موقر, محجوب, خوددار بهترین ترجمه های "demure" به فارسی هستند.

demure adjective verb دستور زبان

Quiet, modest, reserved, or serious. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • موقر

    Look at that demure little head.

    به اون خانوم موقر سر کوچولو نگاه کن

  • محجوب

  • خوددار

  • ترجمه های کمتر

    • باحیا
    • محجوبانه
    • اطواری
    • متین
    • (محجوب به طور ساختگی) نازنازو
    • سنگین و رنگین
    • مبادی آداب
    • محتاط و کم حرف
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " demure " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "demure"

عباراتی شبیه به "demure" با ترجمه به فارسی

  • (حقوق) به صلاحیت دادگاه اعتراض کردن · استثنا قائل شدن · اعتراض (demural هم می گویند) · اعتراض کردن · ایراد · ایراد عدم کفایت ادله را (به دادگاه) تسلیم کردن · تردید · تردید رای · دو دلی کردن · دودلی · سرباز زدن · شک و شبهه · شک و شبهه داشتن · مخالفت · معترض · مهلت خواستن · چون و چرا کردن
  • باازرم · باوقاروشرم ساختگی · بسنگینی
  • ازرم ساختگی · سنگینی · وقار
اضافه کردن

ترجمه های "demure" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه