ترجمه "denomination" به فارسی

مذهب, فرقه, اسم بهترین ترجمه های "denomination" به فارسی هستند.

denomination noun دستور زبان

(uncountable) The act of naming or designating. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مذهب

    noun

    What is your denomination?

    مذهب شما چیه ؟

  • فرقه

  • اسم

    noun

    denominated from that period Lucas Lodge,

    بعد اسم آنجا را لوگان لاج محل زندگی لوکاس گذاشت

  • ترجمه های کمتر

    • نامگذاری
    • رده
    • درجه
    • (پول و تمبر پست) ارزش
    • اسم گذاری
    • نام (به ویژه نام رده یا طبقه)
    • نام گذارى
    • وجه تسمیه
    • گروه مذهبی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " denomination " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "denomination" با ترجمه به فارسی

  • تسمیه پذیر · نام گذاردنی
  • (ریاضی) برخه نام · استانده · حد معمول · مخرج · نادر) نامگذار · نامان · وجه مشترک · ویژگی مشترک
  • (واژه ای که از اسم یا صفت ناشی شده است) اسم بن · صفت بن (مثلا to eye فعلی است که از اسم ناشی شده است) · مصدر اسمی (یا صفتی) · نامگذارانه · وابسته به نامگذاری
  • رجوع شود به least common denominator · عامه پسند · مردم پذیر · مورد قبول یا فهم اکثریت مردم
  • ارزش اسمی
  • (ریاضی) کوچکترین برخه نام (مخرج) مشترک
  • گزارش طبقه بندی
  • تعيين خاستگاه ثبتشده · تعيين خاستگاه حفاظتشده · تعيين خاستگاه كنترلشده · تعیین خاستگاه · نامگذاري خاستگاه · نامگذاري خاستگاه كنترلشده · نشان گواهيشده خاستگاه
اضافه کردن

ترجمه های "denomination" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه