ترجمه "denominational" به فارسی
مذهبی, زیرمهار یا نظر فرقه ی بخصوص, فرقه ای بهترین ترجمه های "denominational" به فارسی هستند.
denominational
adjective
دستور زبان
Of or pertaining to a denomination [..]
-
مذهبی
adjective -
زیرمهار یا نظر فرقه ی بخصوص
-
فرقه ای
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " denominational " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "denominational" با ترجمه به فارسی
-
تسمیه پذیر · نام گذاردنی
-
(ریاضی) برخه نام · استانده · حد معمول · مخرج · نادر) نامگذار · نامان · وجه مشترک · ویژگی مشترک
-
(واژه ای که از اسم یا صفت ناشی شده است) اسم بن · صفت بن (مثلا to eye فعلی است که از اسم ناشی شده است) · مصدر اسمی (یا صفتی) · نامگذارانه · وابسته به نامگذاری
-
(پول و تمبر پست) ارزش · اسم · اسم گذاری · درجه · رده · فرقه · مذهب · نام (به ویژه نام رده یا طبقه) · نام گذارى · نامگذاری · وجه تسمیه · گروه مذهبی
-
رجوع شود به least common denominator · عامه پسند · مردم پذیر · مورد قبول یا فهم اکثریت مردم
-
ارزش اسمی
-
(ریاضی) کوچکترین برخه نام (مخرج) مشترک
-
گزارش طبقه بندی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن