ترجمه "dental" به فارسی
دندانی, (زبان شناسی) صامت دندانی (مانند: th در this), وابسته به دندان یا دندان پزشکی بهترین ترجمه های "dental" به فارسی هستند.
dental
adjective
noun
دستور زبان
of or concerning the teeth: dental care [..]
-
دندانی
Burned beyond recognitionbeyond the help of dental records.
و ان قدر سوخته با شن که پزشکی قانونی و معاینه دندانی نتونه جوابی بده.
-
(زبان شناسی) صامت دندانی (مانند: th در this)
-
وابسته به دندان یا دندان پزشکی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dental " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "dental" با ترجمه به فارسی
-
ابریشم خام · نخ دندان · کج
-
دندانساز · دندانپزشک
-
سایشی دندانی واکدار
-
)نادند( یگدروخ مرك
-
براکت ارتودنسی
-
کشیدن دندان
-
دستیار دندانپزشک
-
بهداشت دندان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن