ترجمه "dent" به فارسی
ضربه, دندانه, شکاف بهترین ترجمه های "dent" به فارسی هستند.
dent
verb
noun
دستور زبان
A shallow deformation in the surface of something produced by impact. [..]
-
ضربه
We can meaningfully put a dent in poverty.
و میتوانیم ضربه مهلکی به بدنهی فقر وارد کنیم.
-
دندانه
nounLie in a dent, including me.
دروغ در یک دندانه ، از جمله من.
-
شکاف
nounSaid I not all seams and dents but one?
مرگ نگفتم همه ترکها و شکافها را به جز یکی؟
-
ترجمه های کمتر
- سرخوردگی
- خدشه
- آسیب
- برش
- تماس
- (در چرخ و غیره) دندانه
- اثر (معمولا اثر منفی)
- تاثیر منفی داشتن
- دارای فرورفتگی یا غری کوچک کردن
- دندان پزشک
- دندان پزشکی
- غرشدگی (کوچک)
- فرورفتگی (کوچک)
- گود انداختن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dent " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "dent"
عباراتی شبیه به "dent" با ترجمه به فارسی
-
(ایتالیایی - در مورد خوراک) جویدنی · آل دنته · سفت و دندان گیر
-
(گیاه شناسی) ذرت هندی (Zea mays از نوع indentata) · ذرت دندانهای
-
ذرت دندانهای
اضافه کردن مثال
اضافه کردن