ترجمه "density" به فارسی

چگالی, غلظت, تراکم بهترین ترجمه های "density" به فارسی هستند.

density noun دستور زبان

(physics) A measure of the amount of matter contained by a given volume. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • چگالی

    noun

    physics: amount of matter contained by a given volume [..]

    All of a sudden the density of the air is no longer the same.

    به طور غیر منتظره ای چگالی هوا دیگر به اندازهی قبل نبود.

  • غلظت

    noun

    snares of the sepulchre concealed in the density of night.

    تلههای گور بودند که غلظت تاریکی پنهانشان میساخت.

  • تراکم

    noun

    Plastics have overlapping densities over a very narrow range.

    پلاستیک ها دارای تراکم های هم پوشان در یک محدوده بسیار باریک هستند.

  • ترجمه های کمتر

    • ضخامت
    • انبوهی
    • دانسیته
    • فشردگی
    • دیرفهمی
    • همفشردگی
    • پرپشتی
    • خنگی
    • خرفتی
    • کندذهنی
    • کودنی
    • (فیزیک - نسبت جرم به حجم) چگالی
    • جرم بر حجم
    • رجوع شود به current density
    • مایه داری
    • گرانی ويژه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " density " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "density" با ترجمه به فارسی

  • (فیزیک) چگالی سرگشتی · غلظت بحرانی
  • تراکم کاشت · سرفاصله · فاصله بذرافشاني · فاصله ردیف کاشت · فاصله کاشت · فاصلهگذاری · كاشت با تراكم بالا
  • چگالی تعداد
  • چگالی خاک · چگالی کپهای
  • چگالی جریان الکتریکی
  • چگالی خاک · چگالی کپهای
  • تراکم دام · تراکم چرای مجاز · میزان چرای مجاز
  • چگالی بالک · چگالی خاک · چگالی کپهای
اضافه کردن

ترجمه های "density" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه