ترجمه "dentate" به فارسی
دندانه دندانه, دندانی, مضرس بهترین ترجمه های "dentate" به فارسی هستند.
dentate
adjective
دستور زبان
Having teeth or toothlike projections; serrated, toothed. [..]
-
دندانه دندانه
-
دندانی
-
مضرس
-
ترجمه های کمتر
- (گیاه شناسی) دندانسان
- دندان دار (دارای دندان یا پیش آمدگی های دندان سان)
- دندانه دار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dentate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "dentate" با ترجمه به فارسی
-
(پیش آمدگی های دندان مانند) دندانه · تضریس · داشتن دندان · داندانه داری · دندانداری · دندانسانه · دندانسانی · دندانگی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن