ترجمه "deny" به فارسی
تکذیب کردن, ندادن, ممانعت کردن بهترین ترجمه های "deny" به فارسی هستند.
deny
Verb
verb
دستور زبان
To not allow. [..]
-
تکذیب کردن
verbObama's spokesman denied that but won't confirm where the former rivals met.
سخنگوی اباما آن را تکذیب کرد. ولی نگفت که رقبای قبلی کجا ملاقات کردند.
-
ندادن
I was once denied the right to die with dignity.
به منم یه زمان این حق رو ندادن که با وقار و متانت بمیرم
-
ممانعت کردن
-
ترجمه های کمتر
- نقض کردن
- واسرنگیدن
- (خواهش کسی را) رد کردن
- (روی کسی را) برزمین گذاشتن
- (مهجور) ممنوع کردن
- ابا کردن
- اجازه (ی بکار بردن یا ورود و غیره) ندادن
- ارندان کردن
- از آن خود نشناختن
- از خود راندن
- استنکاف کردن
- انکار کردن
- به خود حرام کردن
- جواب رد دادن
- حاشا کردن
- دریغ داشتن از
- راه ندادن
- طرد کردن
- عاق کردن
- منکر شدن
- ناخستو شدن
- وی ستودن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " deny " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "deny" با ترجمه به فارسی
-
اسم خاص مذکر (مونث آن : Denise) · دنیس مقدس (سرور کشور فرانسه)
-
دنیس دیدرو (فیلسوف فرانسوی)
-
انکار مقدمات
-
دنیس دیدرو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن