ترجمه "depressor" به فارسی
راهگشا, زیربر, فروبرنده بهترین ترجمه های "depressor" به فارسی هستند.
depressor
noun
دستور زبان
An instrument used to push something out of the way during an examination [..]
-
راهگشا
-
زیربر
-
فروبرنده
-
ترجمه های کمتر
- فروفشارنده
- فشارآور
- فشارنده
- فشارگر
- کنارکشنده
- (جراحی - اسبابی که کنار می زند) کنارزن
- (شخص یا چیزی که به پایین فشار می دهد) فروفشار
- (کالبدشناسی - عصبی که در صورت انگیزش فعالیت بخشی از بدن را کم می کند) کنشکاه
- (کالبدشناسی) عضله ی پایین کشنده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " depressor " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن