ترجمه "deracination" به فارسی

قلع و قمع, قطع, بر انداختن بهترین ترجمه های "deracination" به فارسی هستند.

deracination noun دستور زبان

The act of deracinating; uprooting [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • قلع و قمع

    noun
  • قطع

    noun
  • بر انداختن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " deracination " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "deracination" با ترجمه به فارسی

  • از ریشه کندن · بن کن کردن · بیخکن کردن · ریشه کن کردن
  • از ریشه کندن · بن کن کردن · بیخکن کردن · ریشه کن کردن
اضافه کردن

ترجمه های "deracination" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه