ترجمه "derelict" به فارسی

متروکه, ول, مطرود بهترین ترجمه های "derelict" به فارسی هستند.

derelict adjective noun دستور زبان

Abandoned, forsaken; (of ship) abandoned at sea; dilapidated, neglected. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • متروکه

    Frightened bilge rats aboard a derelict ship?

    يه مُشت موش ترسو تو يه کشتيه متروکه ؟

  • ول

    adjective
  • مطرود

  • ترجمه های کمتر

    • مخروبه
    • نوزمین
    • واهشته
    • ولنگار
    • پرویشگر
    • کوتاهکار
    • بیکاره
    • متزلزل
    • ویران
    • (آدم بی چیز و بی کار) ولگرد
    • (زمینی که به خاطر پسروی آب آشکار شود) زمین لخت
    • (چیزی که توسط صاحبش دور افکنده شده باشد) دورافکنده
    • (کسی که در انجام وظیفه کوتاهی کند) وظیفه نشناس
    • بی صاحب
    • بی مبالات
    • ترک شده
    • رها شده
    • زمین یافته
    • سر به هوا
    • سست کار
    • مسامحه کار
    • ول شده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " derelict " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "derelict" با ترجمه به فارسی

  • (حقوق) به دست آوردن زمین به خاطر عقب نشینی آب دریا و غیره · بی صاحبی · ترک · ترک شدگی · دورافکنی · دوراندازی · زمین یافتن · سست کاری · فتور و سستی · قصور · متروکه سازی · مسامحه · واهشتگی · ول شدگی · ولنگاری · ویرانی · پرویش · کوتاهی (در انجام وظیفه) · کوته کاری
  • زمین غیرمزروعی · زمین متروک · زمین واگذاشته · سرزمين بلااستفاده · سرزمين رهاشده
اضافه کردن

ترجمه های "derelict" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه