ترجمه "derision" به فارسی
استهزا, ریشخند, تمسخر بهترین ترجمه های "derision" به فارسی هستند.
derision
noun
دستور زبان
Act of treating with disdain. [..]
-
استهزا
nounShe snorted with derision. 'You wouldn't stop! ' she said.
آلیسون با استهزا گـفت قـصد نـداریـن جـایی تـوقف بـفرمایین؟
-
ریشخند
The whole world seemed to ring with the news of her deceit and his derision.
گویی تمامی جهان نیرنگ ساشا و ریشخند او را بانگ میزد.
-
تمسخر
Under this derision Babbitt became more matter of fact.
به بیت در زیر شلاق تمسخر به واقعیت بیشتر نزدیک شد.
-
ترجمه های کمتر
- (نادر) شخص یا چیز مورد تمسخر
- خندیدن به (از روی تحقیر)
- مچل کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " derision " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن