ترجمه "derivation" به فارسی
اشتقاق, تبار, مشتق بهترین ترجمه های "derivation" به فارسی هستند.
derivation
noun
دستور زبان
A leading or drawing off of water from a stream or source. [..]
-
اشتقاق
nounin linguistics, the process of forming a new word on the basis of an existing one
It is a sort of derivative which disarranges and disconcerts the whole science of etymologists.
این هم یک نوع از مشتقات است که معلومات همه دانشمندان علم اشتقاق را باطل میکند.
-
تبار
noun -
مشتق
nounIf this box is ticked, the first derivative will be plotted, too
اگر این جعبه علامت زده شود ، مشتق اول هم رسم میشود
-
ترجمه های کمتر
- سرچشمه
- ریشه
- جدامدگیری
- خواستگاه
- فراگرد
- ماخذ
- مبدا
- نسب
- اصل
- (دستور زبان) وندافزایی (ساختن واژه ی جدید با افزودن وند به ریشه ی واژه - مثلا ساختن warmth از warm)
- (ریاضی) مشتق گیری
- (زبان شناسی - دستور زبان زایشی)فرآیند جمله سازی
- (زبان شناسی) ریشه یابی
- ریشه گیری از
- شاخه گیری
- هرچیز اشتقاق یافته
- واجریشه شناسی
- واژه شناسی (etymology هم می گویند)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " derivation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "derivation" با ترجمه به فارسی
-
اسیدهای كوماريك · مشتقات كوماريك اسيد · کوماریک اسیدها
-
مشتق دوم
-
مشتق جهتدار
-
مشتق
-
تابع اولیه، ضد مشتق
-
سوكسامتونيوم · شلكنندههاي ماهیچه · شلکنندههای عضله · عوامل بيحركتساز · مشتقات كورار
-
Derivatives_market
-
اشتقاق
اضافه کردن مثال
اضافه کردن